او حالش خوب نیست؛ معرفی فیلم آینه‌ها، شماره ۳

آینه‌ها شماره ۳

فقط یک زن می‌تواند بعد از گذراندن فاجعه‌ای از سر، به جریان زندگی بازگردد و فقدانش را در خود حل کرده یا با خود حمل کند و فقط یک زن می‌تواند زودتر از مردان، متوجه طوفانی بشود که درون دیگری جریان دارد. «آینه‌ها، شماره ۳» کریستین پتزولدِ، کارگردان آلمانی که در لیست بهترین فیلم‌های «سایت اند ساوند» و فهرست ده‌تایی فیلم‌های برتر «کایه‌ دو سینما» قراردارد، قطعه‌ای است برای ۵نفر و هر موومان آن، روایتگر مواجهه‌ی این ۵ نفر است با خودشان و فقدان‌هایشان: لورا، بتی، مکس، ریچارد و یِلِنای غایب.

«لورا» در تصادفی جاده‌ای، دوست‌پسرش را از دست می‌دهد و در خانه‌ی زنی که شاهد تصادفشان بوده، پناه می‌گیرد و به‌مرور زمان پی می‌برد که حضور او در زیر سقف «بتی» دارد شکل دیگری می‌گیرد؛ چیزی شبیه به پر کردن یک جای خالی. این شک زمانی برای او پررنگ‌تر می‌شود که پای مردانِ «بتی»، شوهر و پسرش، به خانه باز می‌شود.

«آینه‌ها، شماره‌ ۳» بیشتر از این که در تلاش برای خلق ماجرا و تعلیق و تنش باشد، می‌کوشد روایت خود را با یک ایستایی عمدی، چیزی که به زندگی واقعیِ بیرون از قاب سینما نزدیک‌تر است و دوری جستن از پرداخت اغراق‌شده‌ی جزئیات، پیش ببرد. پتزولد اجازه می‌دهد که ما همراه با «لورا» پا به این خانه بگذاریم، چند روزی کنار «بتی» بمانیم، با موقعیت جدیدی که در زندگی هر دو زن پیش آمده، روبه‌رو شویم و بعد در معاشرت با مردان کم‌کم از لابه‌لای دیالوگ‌ها و برخوردها، حدس‌هایمان را بزنیم و… . نماهای پر از حضور درها و دریچه‌ها و پنجره‌های باز و بسته‌‌ و خودِ انتخابِ خانه به‌عنوان محل جریان داشتن اکثر لحظه‌ها و تقابل‌هایی که بین فضای داخلی و خارجی به‌مثابه‌ی درون و بیرون شخصیت‌ها وجود دارد، این نوع از روایت را تشدید می‌کنند.

کریستین پتزولد

تازه‌ترین فیلم کریستین پتزولد روایتی‌ست ملموس، ساده و به دور از احساسی‌گرایی از برخورد زنان با فقدان‌های زندگی‌شان و سرک کشیدن به درون پر از آشوبشان که به رودخانه‌ی جاری ولی پر از امواج ریزِ سکانس آغازین فیلم می‌ماند و نشانمان می‌دهد آن نوری که از انعکاس آبِ رود روی صورت «لورا» نشسته بود، ردی است از زخم‌ها، دردها، رنج‌ها، غم‌ها، تنش‌ها و تمام چیزهایی که ناگفته باقی‌ مانده‌اند. در این میان چه چیز مرهم خواهد شد؟ شاید برای یکی، حضور ناغافل زنی جوان در خانه‌اش و برای دیگری نواختن پیانو (قطعه‌ای از سوئیت آینه‌ها، شماره ۳، قایقی در اقیانوس) مقابل چند آشنا و برای آن‌های دیگر گفتن حقیقت یا کتمان آن.

«لورا» و «بتی» هر دو می‌کوشند بر پرچین زندگی‌شان رنگی نو بزنند، لباسی تازه بر تن کنند، به خودشان برسند، باغچه‌ را تروتمیز کنند و دوباره ارتباط بگیرند، چه با خود، چه با دیگری و دست به انتخاب بزنند، نوشیدن قهوه یا چای، مزه کردن طعم‌های جدید یا دلخوش بودن به همان طعم‌های قدیمی، ماندن در این خانه یا ترک کردن آن و… .

اگر به سینمای فمینیستی و فیلم‌هایی که ضرباهنگشان به لحظات روزمره زندگی نزدیک‌تر است علاقه‌مندید، احتمالاً از تماشای این فیلم لذت خواهید برد. فقط باید اجازه دهید که فیلم آسه‌آسه در وجودتان ته‌نشین شود. آن‌وقت جایی در بین این موومان‌ها برای خود خواهید یافت و درمی‌یابید که چرا حالتان خوب نیست.

پی‌نوشت: از سینمای پتزولد چیزی ندیده بودم و حالا مشتاقم برای دیدن تمام فیلم‌هایش.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *