مموآر چیست؟ آشنایی با ویژگی‌های این قالب نوشتاری و راهنمای نوشتن مموآر

مموآر

قالب نوشتاری مموآر (Memoir) شکلی از نثر غیرداستانیِ خلاقانه (ناداستان) است که در آن نویسنده، یک تجربه، دوره یا رویدادِ مشخص از زندگیِ خود را همراه با افکار و احساساتی که آن تجربه در او برانگیخته، روایت می‌کند. واژه‌ی «مموآر» ریشه در کلمه‌ی فرانسویِ mémoire به معنای «خاطره» دارد.

نکته‌ی مهم درباره‌ی مموآر، تمایز آن از اتوبیوگرافی (زندگی‌نامه‌ی خودنوشت) است. در ادامه‌ی این مطلب نویسام، به تعریف کلی این قالب نوشتاری و تفاوت آن با قالب‌های مشابه می‌پردازیم.

تعریف مموآر

مموآر درواقع زیرمجموعه‌ی ناداستان به حساب می‌آید. در مموآرنویسی نویسنده بیشتر از این که به شرح وقایع بیرونی بپردازد، درگیر مطرح کردن درونیات خود پیرامون یک مسئله یا یک موقعیت و ماجرا با مخاطب می‌شود. دراصل دارد به این می‌پردازد که منِ نویسنده آن لحظه را چطور دیده‌ام یا درک کرده‌ام یا الان چگونه آن را به خاطر می‌آورم.

قالب نوشتاری مموآر از کجا پیدایش شد؟

ریشه‌ی واژه‌ی «مموآر» به کلمه‌ی فرانسویِ mémoire و پیش از آن به لاتینِ  memoria، هر دو به معنای «حافظه»، بازمی‌گردد. قدیمی‌ترین نمونه‌های شناخته‌شده‌ی این نوع نوشتار به دورانِ باستان تعلق دارند؛ از جمله «سرگذشت جنگ‌های گل» نوشته‌ی ژولیوس سزار در سده‌ی یکم پیش از میلاد که در آن سزار روایتِ اول‌شخصی از نبردهای خود ارائه می‌دهد.

در سالِ ۳۹۷ میلادی نیز «اعترافات» آگوستین قدیس منتشر شد؛ اثری که با کندوکاو درونی و بازگویی کشمکش‌های روحی نویسنده، یکی از تأثیرگذارترین الگوهای این قالب نوشتاری به شمار می‌رود.

در سده‌های میانه و رنسانس، نگارش مموآر عمدتاً در انحصار طبقه‌ی حاکم بود؛ افرادی که رویدادهای تاریخی مهم را که خود در آن نقش داشتند یا از نزدیک شاهدش بودند، روایت می‌کردند. تا سده‌ی نوزدهم، مموآر بیشتر به‌عنوانِ زیرشاخه‌ای از اتوبیوگرافی شناخته می‌شد. اما در همین دوران، با اوج‌گیریِ رمانتیسیسم و توجه به فردیت و تجربه‌ی درونی، مفهوم مموآر به‌تدریج از «ثبت رسمی وقایع» به‌ سمت «روایت شخصی و ذهنی از زندگی» تغییر مسیر داد.

در نویسام قبل‌تر به اهمیت این نوع از روایت و ویژگی‌هایش پرداختیم: روایت شخصی چیست و چطور می‌تواند زندگی‌مان را دگرگون کند؟

در نیمه‌ی دوم سده‌ی بیستم، مموآر سرانجام به‌عنوانِ ژانری مستقل از اتوبیوگرافی و بیوگرافی جدا شد و تعریف امروزیِ‌اش با تمرکز بر گزینش وقایع و تمرکز بر مضمون یا درونمایه شکل گرفت.

نقطه‌عطف دیگر در دهه‌ی ۱۹۹۰ رقم خورد: انتشار «باشگاه دروغگویان» نوشته‌ی مری کار در سال ۱۹۹۵ و «خاکسترهای آنجلا» نوشته‌ی فرانک مک‌کورت در سالِ ۱۹۹۶ (برنده‌ی جایزه‌ی پولیتزر)، موجی از اقبال عمومی به این ژانر ایجاد کرد که برخی از منتقدان ادبی از آن با عنوانِ «عصر مموآر» یاد می‌کنند.

از آن پس، مموآر دیگر قالبی محدود به افراد مشهور نبود و به یکی از دموکراتیک‌ترین گونه‌های ادبی برای روایت زندگی افراد عادی تبدیل شده.

آیا مموآر همان ناداستان است؟

مموآر در دسته‌بندیِ «ناداستانِ خلاقانه» (Creative Nonfiction) قرار می‌گیرد؛ به این معنا که هرچند از تکنیک‌های ادبیِ داستان‌نویسی مانند صحنه‌پردازی، دیالوگ و ضرباهنگ روایی بهره می‌برد ولی محتوای آن بر رویدادها و خاطرات واقعیِ نویسنده استوار است، نه تخیل.

برای شناخت این عناصر، سری به مطلب «عناصر داستان چیست؟ آشنایی با انواع آن» بزنید.

درواقع خواننده با این پیش‌فرض خواندن مموآر را شروع می‌کند که تمام این سطرها که از دریچه‌ی حافظه و برداشت شخصیِ نویسنده روایت شده، واقعیت دارند.

البته این بدان معنا نیست که مموآر باید دقت آماری یا تاریخی داشته باشد؛ حافظه‌ی انسانی گزینشی و ذهنی است و مموآرنویسان معمولاً به «حقیقت احساسی» تجربه وفادارترند تا به جزئیات خُرد رویدادها. اما نویسنده در مموآرنویسی حق ندارد که واقعیت را جعل کند یا چیزی غیر حقیقی بگوید و به‌نوعی روایتی غیر واقعی از زندگی‌اش بسازد.

تفاوت مموآر با زندگی‌نامه‌ی خودنوشت در چیست؟

اتوبیوگرافی یا خودنگاری یا زندگی‌نامه‌ی خودنوشت روایتی جامع و به‌ترتیب و توالی زمانی از کل زندگیِ فرد، از تولد تا زمانِ نگارش، ارائه می‌دهد و معمولاً بر دقت تاریخی و اطلاعات زمینه‌ای استوار است. مموآر اما گزینشی و موضوع‌محور است؛ به‌جای پرداختن به کل زندگی، بر یک برهه، رابطه یا موضوع خاص که تأثیر عمیقی بر هویت نویسنده گذاشته، متمرکز می‌شود.

مموآرنویسی با خاطره‌نویسی فرق دارد؟

بله. خاطره‌نویسی صرف اصلاً به مموآرنویسی شباهت ندارد و این دو به‌شیوه‌ای متفاوت نوشته می‌شوند که در مطالب دیگر نویسام، به آن خواهیم پرداخت.

ویژگی‌های قالب نوشتاری مموآر

برای نوشتن مموآر باید به این نکات توجه کنید:

  • برگرفته از تجربه‌ی واقعی: مموآر بر اساسِ خاطرات، تجربه‌ها و بازتاب‌های واقعیِ نویسنده نوشته می‌شود، نه رویدادهایی تخیلی.
  • غیرداستانیِ خلاقانه: مموآر از تکنیک‌های داستان‌نویسی مثل صحنه‌پردازی، دیالوگ، و ضرباهنگ روایی بهره می‌برد ولی رویدادها و روایتش کاملاً واقعی است.
  • تمرکز موضوعی، نه جامعیت: برخلاف اتوبیوگرافی، مموآر به‌جایِ روایت کل زندگی نویسنده، حول یک دوره یا مضمون مشخصی شکل می‌گیرد.
  • روایتِ اول‌شخص و صدای شخصی: مموآر معمولاً به زبان اول‌شخص نوشته می‌شود و صدای منحصربه‌فردِ نویسنده در آن نقش اساسی دارد.
  • اولویتِ حقیقتِ احساسی: در مموآرنویسی، انتقال صادقانه‌ی حس و معنای آن تجربه، دست‌کم به‌اندازه‌ی دقت در جزئیات عینی اهمیت دارد.

انواع مموآر؛ دوازده گونه‌ی رایج

مموآر بر اساس موضوعی که به آن می‌پردازد، به گونه‌های مختلفی تقسیم می‌شود. لازم به ذکر است که این دسته‌بندی در منابع مختلف یکسان نیست و مرزِ میانِ گونه‌ها گاه بسیار سیال است؛ یک اثر می‌تواند هم‌زمان در چند دسته بگنجد. با این‌حال، یکی از رایج‌ترین دسته‌بندی‌های مموآر به شرح زیر است.

  • شخصی: روایتی متمرکز بر تجربه‌ها، احساسات و بازتاب‌های فردی نویسنده در یک برهه‌ی خاص.
  • خانوادگی: محور آن روابط، تاریخچه و پویایی خانواده‌ی نویسنده است.
  • سفر: روایت سفرها و ماجراهایی که نویسنده را از نظر شخصی متحول کرده‌اند و با سفرنویسی محض فرق دارد.
  • شغلی و حرفه‌ای: بازگوییِ مسیر شغلی، چالش‌ها و تجربه‌های آموخته‌شده در یک حرفه.
  • اعتیاد و بهبودی: روایتِ دست‌وپنجه‌نرم‌کردن با اعتیاد و مسیر ترک و بازیابی.
  • بیماری و سلامت: تجربه‌ی زیستن با یک بیماری جسمی یا روانی و مواجهه با آن.
  • فرهنگی و تاریخی: بازتاب یک رویداد یا زمینه‌ی فرهنگی-تاریخی از دریچه‌ی تجربه‌ی شخصی.
  • سیاسی: روایت تجربه‌های مرتبط با فعالیت یا رویدادهای سیاسی.
  • افراد مشهور: نوشته‌شده توسط چهره‌های شناخته‌شده درباره‌ی بخش‌هایی از زندگی‌ِ حرفه‌ای یا شخصی خود.
  • طبیعت و محیط ‌زیست: محور آن ارتباط نویسنده با طبیعت یا محیط زیستی خاص است.
  • معنوی و مذهبی: روایت سفر درونی یا تحول اعتقادی و معنوی نویسنده.
  • ورزشی: بازگویی تجربه‌های مرتبط با ورزش حرفه‌ای یا قهرمانی.

مموآرنویسی

راهنمای قدم‌به‌قدم برای نوشتن مموآر

نوشتنِ مموآر فرایندی است که معمولاً از انتخاب یک محور روایی آغاز می‌شود و با بازنویسی متن به پایان می‌رسد. هفت گام زیر، چارچوبی کلی برای این مسیر به شما ارائه می‌دهند:

  1. انتخاب یک برهه یا مضمون مشخص: ایده‌ی مموآر را در یک جمله خلاصه کنید. تلاش برای روایتِ کلِ زندگی، رایج‌ترین اشتباه مموآرنویسان تازه‌کار است. به‌جای آن، یک تجربه، رابطه یا دوره‌ی زمانی خاص را که تأثیر تحول‌آفرینی داشته انتخاب کنید.
  2. یافتن حقیقت احساسی و مضمون مرکزی: از خود بپرسید این تجربه چه چیزی به شما آموخت و چگونه شما را تغییر داد. پاسخ به این پرسش، محور عاطفی و «چراییِ» روایت را شکل می‌دهد و کمک می‌کند از میان انبوه خاطرات، مهم‌ترین آن‌ها را انتخاب کنید.
  3. گردآوری خاطرات و لحظاتِ کلیدی: فهرستی از رویدادها، صحنه‌ها و لحظات برجسته‌ی مرتبط با مضمون اصلی تهیه کنید. در این مرحله نیازی به ترتیب نهایی نیست؛ هدف، جمع‌آوری مواد خام است.
  4. تدوین طرح کلی: لحظات گردآوری‌شده را در قالب یک قوس روایی بچینید: صحنه‌ی آغازین که تنش یا پرسشی را مطرح می‌کند، رویدادهایی که کشمکش را عمیق‌تر می‌کنند، نقطه‌ی اوج و در پایان، صحنه‌ای که نوعی تأمل یا درک تازه را نشان می‌دهد.
  5. نگارش پیش‌نویس اول با تکنیک‌های روایی: هر صحنه را مانند یک داستان بنویسید نه این که همه‌چیز را مستقیم مثل این جمله «پدرم مردی عصبی و الکلی بود»، شرح دهید. جزئیات حسی، دیالوگ و توصیف عینی را به‌کار ببرید تا خواننده تجربه را به صورت زنده حس کند.
  6. حفظ صدای شخصی و پرهیز از نتیجه‌گیری مستقیم: صدای اصیل خودتان را حفظ کنید و اجازه دهید معنای هر صحنه از دل خود روایت بیرون بیاید، نه با جمله‌های نتیجه‌گیرانه‌ی صریح در پایان هر بخش. اجازه بدهید خواننده خودش این معنا را دریابد مثل همان وقتی که شما داشتید آن را در زندگی کشف و درک می‌کردید.
  7. بازنگری و ویرایش: پیش‌نویس را با فاصله‌ی زمانی بازخوانی کنید، آن را با صدای بلند بخوانید تا ضرباهنگ و روانی جملات را بسنجید و از خوانندگان مورد اعتماد بازخورد بگیرید. در این مرحله می‌توان جزئیات اضافی را حذف و بخش‌های ضعیف را تقویت کرد.

یک نمونه مموآر بخوانیم

«من هیچ‌وقت خداپرست نبودم. هیچ‌وقت انسان‌پرست نبودم. با این حال افتادم به پرستش تیتو. افتادم به پرستش زندگی خانوادگی. انجیل من قبض برق است، عبادتگاه من مغازه‌ی میوه‌فروشی. همه‌چیزم شده تیتو. همه‌چیزم شده گوجه‌فرنگی.»

از کتاب «افتادن؛ ۴۲۴ قدم خاطره» نوشته‌ی دیوگو مایناردی و ترجمه‌ی محمدرضا فرزاد از نشر چشمه.

حرف آخر

مموآرنویسی فرصتی است برای تبدیل یک تجربه‌ی شخصی به روایتی که برای دیگران نیز معنادار باشد. مموآر نه گزارشی کامل از زندگی است و نه بیان ساده‌ی یک خاطره بلکه نگاهی عمیق به لحظه یا دوره‌ای که شکل‌دهنده‌ی هویت نویسنده بوده است. چیزی مثل آنچه که همینگوی در «پاریس جشن بی‌کران» روایت کرده است.

برای خواندن ویژگی‌های قالب‌های نوشتاری دیگر همراه نویسام؛ مسافر مسیر نوشتن بمانید.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

error: Content is protected !!